تبليغاتX
مهر11

مهر11

شعر معاصر



دو خبرِ خوب و کانون شعر مهر کرمانشاه

قد که می کشی سرفرازی است، لذتِ نگاهی از یک سرو گردن بالاتر است . سرفرازی گردن کشی نیست ، گردن کشی روی پا بلند شدن ، گردن دراز کردن، جلز و ولز کردن و...مداوم نیست، گردنت که خسته شد ، بر می گردی سر جای قبلی ات و... .

سال گذشته « سحر احمدی» را در جشنواره ی شعر جوان ایران دیدیم که خوش درخشید. امسال در همین چند هفته ی گذشته حضوری پر رنگ در جشنواره ی سراسری « حنجره های سرخ» در الیگودرز داشتند . تبریک می گویم و برای ویترین زنده ی کانون شعر مهر آرزوی موفقیت های بیشتری را دارم.

« احسان نجفی » را هم که به خاطر دارید همان جوان کوردی که سال گذشته در جشنواره ی شعر« شبهای شهریور» با ترجمه ی شعر کوردی به فارسی حضور داشت و خوش درخشید. احسان هم امسال هم مجموعه ای چاپ کرده است به نام   سه‌ێرانا و په‌ریی په‌ریانی   به وسیله ی انتشاران «باغ نی» به زبان کوردی که  شعرستان بی مرزی است از آنچه که زبان امروز شعر کوردی ایران به آن می تواند ببالد. شعر احسان بی نیاز از تعریف است باید بخوانی و قضاوت کنی.

مسعود صادقی بروجردی

 

 

"سه‌ێرانا و په‌ریی په‌ریانی" نخستین مجموعه شعر احسان نجفی است

علاقمندان به ادبیات کردی می توانند آنرا از کتابفروشی های

زیر تهیه نمایند:

۱- پاییزان : کرمانشاه- نرسیده به میدان شهرداری سابق

۲- کتیبه: کرمانشاه- چهارراه اجاق

۳- خانه ی کتاب: کرمانشاه- بالاتر از میدان مصدق

 

به زودی مراکز پخش آن در سایر شهرهای استان نیز به اطلاع دوستان عزیز خواهد رسید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 23:17  توسط مریم رحمانی  | 

امشب اولین برف زمستان بارید و من و گنجشکها و برگهای زرد زیر پالتوی کرم رنگم قایم

شدیم و در کوچه ها راه رفتیم و....چقدر خوب بود.  در هوای نیمه مه گرفته ای که هیچکس

تاب ایستادن نداشت ما سه تایی قدم زدیم دور از سلام ها و نگاهها و آدمهایی که هیچ

نسبتی با هیچ بارانی ندارند و اصلا حس دستهای سرد باد را روی گونه هایشان نمی

فهمند. من و برف شانه به شانه هم راه رفتیم و برگهای پاییز تندتند پشت سر ما می

دویدند  و ....امروز من و گنجشک ها و برگهای پاییز بی سلامی کنار هم بودیم و بی

خداحافظی از هم جدا شدیم....بی آنکه حتی کلمه ای بر زبان آورده باشیم .......کاش  این

همه چشمها و دهان های غریبه که از صبح روی دو پا می دوند و هر لحظه بودنشان را انکار

می کنند  لحظه ای به تماشای  برف می ایستادند.....

 

با یک شعر کوتاه به روزم:

برلبان ژکوند

در چهره ی مسیح روی صلیب

بر لبان چارلی چاپلین

لبخندی است

..................

.دردهای بزرگ را نمی توان گریست

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 21:6  توسط مریم رحمانی  | 

 از این پس در این وبلاگ نظرات نمایش داده نمی شود اما به مهر و کامنت دوستان وشاعران و شعردوستان پاسخ داده می شود.

 

 

 

این روزا  خیابان ها و آدمها و کلمات و تیترهای مهم  و نقطه چین ها........ چنان غیرواقعی اند  که دلم نمی خواد باور کنم اصلا وجود دارند . این روزا فکر می کنم فقط درخت کاج های پشت  پنجره ی اتاق با صدای پاییز و تنهایی پرنده هاش واقعیت داره به اضافه ی شعرهام و چند نگاه زیباو تلوزیون خاموش. باقی چیزها چنان غیر واقعی است که ممکنه یه روز صبح از خواب پاشم ببینم  دنیا یه صحرای برگ و خالیه که فقط  اتاق من داخلشه با شعرهام و چند تا نگاه قشنگ و درخت کاج هاو پاییز .....دلم می خواد یه روز از خواب بیدار شم و بفهمم همه ی عمر خواب می دیدم که دنیا اینقدر شلوغه و...

 

 

با شعری  مه گرفته به روزم:

غمگینم

مثلِ کشتی ای که در دریایی مه گرفته گم شده است

بی آنکه برای ناخدایش مهم باشد

سالها است من و این دَکَل کهنه با بادبانهایی پاره

نمی خواهیم هیچ ساحلی پیدایمان کند

اینجا

ماهی برای قلاب دلتنگ است

من برای چشمانت 

 و لنگر پوسیده

برای اسکله ای که تو هر غروب از روی آن دسته گلی به آب می دهی.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 0:37  توسط مریم رحمانی  | 

 از این پس در این وبلاگ نظرات نمایش داده نمی شود اما به مهر و کامنت دوستان وشاعران و شعردوستان پاسخ داده می شود.

یا علی

 

با شعر ( نامرئی) به روز می شوم که ....

نامرئی

پرنده هایی که از نیمه شب می گذرند

نامرئی می شوند

تنها بالهاشان می ماند و صدایی که

از بین درختها و آجرها و استخوانم عبور میکند

من پیراهن سفیدم را می پوشم

 و در جنگلی که

فانوسی از درختان نامرئی اش آویز است

دنبال گمشده ام می گردم

به من نزدیک می شوی 

فقط دستانت پیداست

روی صورت و موهایم کشیده می شود

و زنی را خلق می کند که پرنده اش را پیدا کرده

و دارد برای شما شعر می خواند

اگرچه نامرئی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 2:7  توسط مریم رحمانی  | 

سلام به دوستان خوبم. سپاسگزار مهربانی هایتان هستم و عذرم را از تاخیر بپذیرید. از این پس هر ماه یکی از مقاله هایی را که در مجلات تخصصی ادبی و همایش های ادبی به چاپ رسیده است در وبلاگم به نمایش می گذارم تا دوستان ادب دوست مطالعه کنند و البته از نقطه نظراتشان آگاه شوم.

 (تاثیر اقلیم کرمانشاه در تصویرپردازی های شاعرانه ی مسعود

صادقی بروجردی و پرتو کرمانشاهی). (چاپ در مجموعه مقالات ششمین

همایش بین المللی شورا ی ترویج زبان و ادبیات فارسی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 1:33  توسط مریم رحمانی  | 

مراسم سالانه 2011

سومین فراخوان سالانه شعر بنیاد ژاله اصفهانی

بنیاد ژاله اصفهانی به دنبال پیشبرد خواسته های آن زنده یاد در تشویق و حمایت از شاعران جوان فارسی زبان، برای سومین سال پی در پی، مسابقه ای با نام "جایزه شعر ژاله اصفهانی" برگزار می کند.
اهداف مسابقه
بنیاد ژاله امیدوار است که این حرکت بتواند قدمی هرچند کوچک در شناخت و گفتمان نسل ها و هموندانی ازکشورهای متفاوت باشد. بنیاد با نگاهی فراملی خواهان شرکت شاعرانی از ایران، افغانستان، تاجیکستان و دیگر کشورهای فارسی زبان و نیز فارسی زبانان خارج از این کشورها است.
در دو سال گذشته این مسابقه فرصت مناسبی فراهم کرد تا اشخاص علاقمند و جریان های ادبی و فرهنگی داخل وخارج از ایران با هم بیشترآشنا شوند .
با توجه به اینکه بنیاد ژاله در شهر لندن مستقر می باشد، سراینده برگزیده گروه داوران، دعوت خواهد شد تا با هزینه بنیاد در مراسم ویژهء دریافت جایزه در لندن حاضر شود. هم چنین برای نفرات برگزیده دوم و سوم نیز لوح تقدیر به همراه دعوت نامه برای حضور در مراسم بنیاد در لندن ارسال خواهد شد.
شرایط شرکت در مسابقه
  • آثار ارسالی باید در ساختارهای کلاسیک و مدرن شعر فارسی باشد.
  • با توجه به هدف اصلی این مسابقه شرط سنی شرکت کنندگان در مسابقه سی سال می باشد .
  • آثار ارسالی باید شامل ده نمونه از اشعار شاعر باشد
  • آثار باید تا تاریخ 31 ژوئیه 2011( 9 مرداد 1390) به دبیر خانه بنیاد ژاله به ایمیلjavanan@jalehesfahani.com رسیده باشد
  • آثار ارسالی باید حتما به فارسی تایپ شده و به صورت فایل PDF و یا تصویر (JPEG) ارسال شود.
  • ذکر نام، نام خانوادگی، تاریخ تولد و آدرس محل سکونت کاملا ضروری می باشد
چگونگی داوری و گروه داوران
  • آثار در دو مرحله بررسی خواهند شد و اسامی ده نفر که به مرحله نهایی راه پیدا می کنند از طریق تارنمای بنیاد به اطلاع خواهد رسید.سپس در مرحله دوم اسامی برندگان نهایی اعلام می شود.
  • بررسی آثار بر اساس معیارهای شعر کلاسیک و مدرن به تعبیرگروه داوران وبا رای اکثریت آنان انجام خواهد شد
  • اسامی هیات داوران که شامل شاعران و منتقدان ادبی می باشند متعاقبا اعلام خواهد شد
  • در تاریخ اول اکتبر 2011 (9 مهر 1390) اسامی راه یافتگان به مرحله نهایی اعلام خواهد شد و در تاریخ 26 نوامبر2011(5 آذر 1390) در شهر لندن و در سالن اجتماعات دانشگاه سواس ضمن برگزاری مراسم ویژه از نفرات برتر تقدیر به عمل خواهد آمد.
  • جایزه نفر برتر شامل لوح تقدیر وکلیه هزینه های سفر و اقامت یک هفته ای برای شرکت در مراسم سالیانه بنیاد در لندن است.
  • جایزه نفرات دوم و سوم این مسابقه شامل لوح تقدیر و دعوت نامه از طرف بنیاد برای شرکت در مراسم سالیانه بنیاد در لندن- به هزینه شخصی برندگان- است
  • تمامی علاقمندان و نشریات چاپی و الکترونیکی که فراخوان شعر بنیاد ژاله اصفهانی را اطلاع رسانی نمایند از حامیان این جایزه محسوب شده و از آنان قدر دانی خواهد شد
علاقمندان به حمایت از این جایزه می توانند با مسئول هیات عامل بنیاد آقای فروتن پرند با ای میل
bonyad@jalehesfahani.com
تماس حاصل نمایند. از حامیان مالی جایزه در مراسم اعطاء جایزه، در تارنمای بنیاد و در رسانه ها قدردانی به عمل خواهد آمد

بنیاد ژاله اصفهانی

اردیبهشت 1390
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 12:3  توسط مریم رحمانی 

 

 از این پس در این وبلاگ نظرات نمایش داده نمی شود اما به مهر و کامنت دوستان وشاعران و شعردوستان پاسخ داده می شود.

یا علی

از دوستانی که با این دقت نظر شعرهایم را خواندند تشکر میکنم. نکات ظریفی را نوشته اند که واقعا قابل تامل است در چند روز آینده ویرایش شده ی شعرهایم را در وبلاگ می نویسم. سپاس از قلبهای زیبایتان.

 

سلام دوستان. بعد از مدت ها وقت کردم تا به روز شوم. در این مدت چندین شعر نوشته ام و انتخاب دوتا از آنها کار مشکلی بود. دو شعر آخرم را که  بیش از همه به این روزهایم نزدیک است می نویسم.:

شعر اول:

عمو زنجیر باف ها

سالهاست می بافند

و تو طناب را چون دستانی لطیف دور گردنت حلقه می کنی

به خاطراتت زُل می زنی

چنان عاشقانه

که صندلی چوبی زیر پایت جوانه می زند

و زندانبان

برایت دست تکان می دهد

 شهادت می دهم!

تفنگ ها شعرها ی ناگفته ی تو اند

که یک روز شلیک می شوند

و کوکان چهره های ناشناخته ات

که دست در دست هم می چرخند

سایه هاشان یک در میان از بین میله ها داخل می افتد

داد می زند:

عمو! زنجیر مرا بافتی؟

با صدای چه؟

دستهای تو تنها بازمانده ای است

که از لابلای میله ها بیرون می آید

جواب می دهد: با صدای تفنگ

 

شعر دوم:

 

 

سایه های رنگ پریده ام

از قابِ قدیمی بیرون می دود به سمتِ من

و عقربه ها بر می گردند

تا پنج صبح هایی که لباسهای نظامی پدر از پنجره دور می شد

و ظهر ها سایه اش قد بلند تر بر می گشت

بی تفنگ

بی درجه

با شعر و نان داغ

اما تصویرها وارونه می شوند

و اتاقِ پدر چنان کوچک است و تاریک

که سایه اش در آن جا نمی شود

تنها گلی کوچک  هر پنجشنبه از لابلای انگشتانش به بیرون سرک می کشد

.

.

.

اما  هر روز اتاق ها وارونه می شوند

و من خاطراتم را با عروسک قرمز در چهار باغ گم می کنم

###

پرنده ی کوچک ! قبول کن

درختهاهم وارونه شده اند

وقتی آپارتمان ها چنان بلند تر از آشیانه ات هستند

که همیشه از طبقه ی پنجم تفنگی تو را نشانه گرفته است.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 1:24  توسط مریم رحمانی  | 

مهر

یا لطیف    

  زمان می گذرد ، آشیانه ها نفس می کشند و صداهای جوان به راه می افتند.

غلغله ای است ، زیبایی، دست شاعرها را می گیرد، انگار می خواهد دو دستماله

چوپی بکشد. زمستان قشنگی است جوانان شاعر «کانون شعر مهر » که هویت

ایرانی دارند و خون کرمانشاهی ، به عنوان سفیران شعر و مهر راه افتاده اند به

چهارگوشه ی مملکت که .......با آنها در چند ماهه ی اخیر به ترتیب زمان همراه باشیم:

 

1-با سرکار خانم « مریم رحمانی» در کنگره ی کشوری شعر و مقاله ی نیما در اراک.

 

2-با آقای « احسان نجفی » در نهمین کنگره ی سراسری شعر جوان ایران در تهران. این کنگره

 سال های گذشته با نام «شب های شهریور» برگزار می شد.

 

3-با خانم «مریم رحمانی» در سومین کنگره ی کشوری عاشورایی حنجره های سرخ در الیگودرز.

 

4-با خانم «مریم رحمانی »در لندن. شاعر برگزیده ی کرمانشاهی در کنگره ی بین المللی شعر

کشورهای فارسی زبان مربوط به بنیاد زنده یاد ژاله اصفهانی.

 

5-با خانم «سحر احمدی »در هتشمین کنگره ی شعر جوان ایران در بندر عباس. این کنگره بعد از

چند سال فترت امسال به همت محمد علی بهمنی دوباره را ه افتاده است.

 

6-با خانم «زهرا حاصلی» در جشنواره ی منطقه ی غرب و جنوب  کشور در کوهدشت. 


                        7- با خانم «مریم رحمانی »برگزیده جشنواره ی ملی دانشجویان در بخش شعر سپید که در اسفندماه 1389 از طرف وزارت علوم برگزار شد.

                              


                                                                                   

                                               

 

                                                                  روابط عمومی کانون شعر مهر کرمانشاه

                                                                                                                      

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت 10:38  توسط مریم رحمانی  | 

سلام به دوستان خوبم. با دو شعر سپید به روزم:

شعر اول:

میبینمت

کنار درخت قدیمی ایستاده ای

سلولهایم از پنجر ه می گذرند

                                    در عضلاتت نفوذ می کنم

و

         لحظه 

                            لحظه

                                                  محو می شوم

تنها شعرم می ماند و کفشهایی

                                                که مقابل پایت جفت می شود

راه برو!

در کوچه هایی

   که عطرت را از لابلای آجرهایش بیرون کشیده ام

صورتت را بالا بگیر!

می خواهم گونه ام با اولین باران بهار خیس شود.


 شعر دوم:

عکس نمی گیرم از پیکرهای ناشناس

و لباسهای پر از آدم 

                           برادر   ،  پدر

هرطور ژست بگیریم از پشت عکس می فهمم

ما هیچ وقت به دید و بازدید های عید نمی رویم

موریانه ها   بافت های عاطفی امان را جویده اند

و پدر بزرگ عیدی های لای قرآنش را

به آکاردئون زنی پیر می دهد که تازه بماند

در تحویل هر سال با شبح هایی آشنا می شوم

که با 5جفت کفش گِلی پیراهن مادر بزرگ را لگد می کنند

.............................

چطور در عکس همه ی عیدی هایم را جا بدهم

              ساعت مُچی سفید

                          دستهای کوچک دختری لابلای انگشتهای پوسیده ی پدر

و تفنگ ترقه ای برادرم             

    .........

من می دانم عید ها هیچ 5 نفری به مهمانی نمی روند.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت 10:36  توسط مریم رحمانی  | 

بسمه تعالی 


«کانون شعر مهرکرمانشاه»،با بیش از 10 سال فعالیت خستگی ناپذیروکسب موفقیت های

متعدد در همه ی زمینه های مربوط به شعر جوان ایران،  زندگی  آرام و همیشگی اش را با

نشاط و جهت گیری تازه  به سمت هدف های عالی ادامه می دهد. یکی از این هدف ها

استفاد ه از استعداد و توانایی های شاعران جوان کانون برای مطرح کردن شعر امروز

 کرمانشاه در سطح کشور است.

در همین راستا ماه گذشته ، خانم «مریم رحمانی» برگزیده ی  « همایش کشوری

افسانه»
 شدند که با همت اداره ی کل آموزش و پرورش و استانداری اراک برگزار شد. موضوعات

 این همایش شعر و مقاله با محوریت شاعرانه های از نیما به بعد بود. به زودی شاهد

خواهیم بود که آثار خانم رحمانی در کتابی که به وسیله ی این همایش منتشر خواهد شد چاپ می شود.

در هفته ی گذشته هم، «احسان نجفی» شاعر کُرد و توانمند عضو کانون شعر مهر
 
کرمانشاه ، توانست با قرار گرفتن در ردیف 5 شاعر  برتر شعرآزاد ایران در« نهمین

 کنگره ی سراسری شعر جوان ایران»
که هر ساله در تهران برگزار می شود برای خودش

 و شعر کرمانشاه ارزش و اعتباری تازه خلق کند.لازم به توضیح است که « کنگره ی شعر

 شبهای شهریور »بنا به اظهار برگزار کنندگان آن، به دلیل بعضی مشکلات در آذر ماه و با

 نام« نهمین کنگره ی سراسری شعر جوان ایران» برگزار شد. برای همه ی شاعران جوان

کرمانشاهی آرزوی موفقیت روز افزون داریم.  



روابط عمومی کانون شعر مهر کرمانشاه
+ نوشته شده در  شنبه بیستم آذر 1389ساعت 0:23  توسط مریم رحمانی  |